---------------------------------------------------------------------------------------------------------
تولدت مبارک
تولدت مبارک.

غروب
خوبی؟منم خوب ...(میدونم که میدونی).
کجایی؟ دوری یا نزدیک؟
نمیتونم ببینمت شاید شماره چشم هام رفته بالا یا شاید عینکم رو نزدم!
نمیدونم.!!!
قبلا" وقتی دلم تنگ میشد یه خودکار و یه تکه کاغذ بس بود تا برات بنویسم و راحت بشم ولی الان خیلی چیزها عوض شده ،من بزرگتر شدم و تو دورتر!
وقتی کاسه صبرم لبریز میشه به آسمون نگاه میکنم و باهات حرف میزنم(وقتی بچه بودم فکر میکردم خوبیها تو آسمونه)
گاهی خیلی بهم نزدیکی ،وجودت رو حس میکنم ولی هرچی نگاه میکنم نمیبینمت
و گاهی اینقدر دوری که تنهایی رو باور میکنم.
سلام من رو به ... برسون.
منتظرتم، زود بیا![]()
××××××××××××××××××××××××××
چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه اشکها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه
برای عده ای ولی چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام
دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نیامدی...![]()
مهدی جهاندار
ببخشید دیر اومدم. نمیدونم چی بگم فقط ... (این سه نقطه تمام حرفهای نگفته منه).
جانورانی سیاه در گور آبی و سفید
گندم می خورند
سیبهای گندیده می نوشند
و سقوط
در پوچی شعور و ایمان
...
اینک خسته اند
تشنه و گرسنه
...
**************************************************
و یه طرح که تقدیم شده به یه دوست و هم دانشگاهی عزیز...
منظومه من
قدم بزن،در پنجمین گام
مشتری ات میشوم.


